پنج شنبه ٠٣ فروردين ١٣٩٦ فارسي|Italian
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
شیراز - تخت جمشید
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

عنوان مقاله: ايرانيان در ايتاليا
نويسنده: نويد رسولي، كارشناس رایزنی فرهنگي ج.ا.ایران در ايتاليا

 

مقدمه:

مهاجرت یک پدیده اجتماعی است که به منظور کسب موقعیت مادی و معنوی بهتر یا به عبارتی گریز از یک فرصت نامطلوب برای رسیدن به وضعیت مطلوب انجام می گیرد و این امری است طبیعی و در تمام دنیا و در تمام اعصار صورت گرفته و هم اکنون هم در حال انجام است. در سال 2005، یعنی در آغاز قرن بیست و یکم، از 5/6 میلیارد نفر مردم جهان 191 میلیون نفر -3 درصد کل جمعیت جهان- در کشوری زندگی می کردند که در آن زاده نشده بودند.

در کشورهای مقصد، طرفدارن مهاجرت با تکیه بر اعداد و ارقام نشان می دهند که پدیده مهاجرت پی آمدهاي اقتصادی مثبتی دربر داشته است. در مورد کشورهای مبدأ، مهاجران شامل افرادی می شوند که دارای مهارت های بسیار بالایی هستند. عمده ترین سود حاصل از مهاجرت برای کشورهای در حال توسعه، انتقال ارزی ریشه گرفته از کار مهاجران به کشورهای زادگاهشان است. مهاجرت در این کشورها، عاملی برای انتقال فرهنگ ها و فناوری نیز هست.(1)

ايتاليا نيز از كشورهاي مهاجرپذير اروپاي غربي بشمار مي آيد. مؤسسه ملي آمار ايتاليا موسوم به «ايستات» در آخرین گزارش خود در ژانویه 2011 میلادی اعلام كرده است، جمعيت مهاجران خارجي اين كشور با افزايش 5/7 درصدي به چهار ميليون و ‪570 هزار و 317 نفر رسيده است. ايستات، جمعيت مهاجران خارجي در آغاز سال جاري ميلادي در ايتاليا را چهار ميليون و۲۳۵هزار و۵۹ نفر اعلام كرد كه معادل 7 درصد ساكنان اين كشور است.(2) ايراني ها نيز از جمله مهاجران اين جمعيت خارجي مي باشند. با آن‏كه بسياري از مهاجران ايراني، به منظور كسب اجازه اقامت يا تابعيت از سوي دولت‏هاي بيگانه، دلايلي سياسي را براي مهاجرت خود عنوان مي‏كنند، اما نتايج تحقيقات در خصوص علل مهاجرت ايرانيان، نشان مي‏دهد دلايل اقتصادي نقش پررنگ‏تري نسبت به ديگر عوامل داشته است.

مقاله حاضر تلاش نموده است جستاري برحضور ايرانيان ساكن ايتاليا ازگذشته تا به حال داشته باشد.

 

ايرانيان مقيم ايتاليا از نگاه تاريخ 

بيان آمار دقيقي از ايرانيان مقيم ايتاليا بسيار دشوار است. حضور ايرانيان در ايتاليا هميشه به صورت ناپيوسته بوده است و هيچ گاه تبديل به يك گروه اجتماعي منسجم نشده است كه اقامتي دائم دارند، حتي در طول دوراني كه مهاجران از ايران به ديگر كشورها مهاجرت مي كردند اغلب آنها به هندوستان- تا قرن 18-، فرانسه- از اواسط قرن18-، سوئد و آمريكا به دلايل متعدد پس از جنگ جهاني دوم و خصوصاً به دنبال وقوع انقلاب اسلامي ايران(79-1378)، ايرانيان كمي وارد ايتاليا شدند. به عبارتي، ايتاليا خلاف ديگر كشورها، مقصد مناسبي براي اقامت طولاني مهاجران ايراني نبوده است كه اين مهم را بايد در عواملي چون وجود سطح پايين تر روابط فرهنگي و ديپلماتيك ، برخورداري از قوانين مهاجرت ضعيف تر، عدم دستيابي آسان به كار و حق پناهندگي دانست.

بررسي هاي اخير نشان مي دهد كه در زمان هاي قديم شخصيت هاي مهمي از دربار ايران همچنين تعدادي از نجيب زادگان بويژه از سلسله هاي ساسانيان و اشكانيان در روم حضور داشته اند. اين حضور گهگاه شامل اشخاصي به عنوان گرو مي شد و يا مهاجراني كه براي مدتي طولاني در دربار سلطنتي رومي ها اقامت مي كردند و بعدها كيش و آيين خود را تغيير داده و به دين مسيح مي گرويدند.(3)

اطلاعات بسياركمي در اختيار مي باشد كه سفرا و بازرگانان ايراني در طول دوران قرون وسطي و عصرجديد به ايتاليا بخصوص رم و ونيز آمدند. همچنين اين اطلاعات بدرستي بيانگر حضور آنها نمي باشد كه آيا آنها اقامتي طولاني در آن شهرها داشته اند؟

از اطلاعات بدست آمده اين گونه به نظر مي آيد كه اولين گروه از ايرانياني كه در ايتاليا مستقر شدند به دنبال ورود اولين كاردار ايراني «نريمان خان قوام السلطنه»(1896 ميلادي) و سپس با حضور وزيرمختار «ملكم خان» در رم(1908- 1899) شكل گرفته است، اما درباره آنها مطالب اندكي بيان شده است. تأسيس مقر ديپلماتيك برقراري ارتباط كمي را موجب شد، اما مهم تر حضور ايراني ها در ايتاليا بود كه به واسطه ديپلمات ها و خانواده هاي آنها شكل گرفت. مدت زمان اقامت ديپلمات ها در ايتاليا به طول مدت مأموريت با توجه به مقام و منصب آنها بستگي داشت. آنها به طور كلي تمايل داشتند كه خودشان را از جامعه ايتاليايي دور نگه دارند و بيشتر در داخل فضاي سفارت و كنسولگري بمانند. اين مسأله حتي در زماني كه تغييرات عمده رسمي و سياسي بوجود آمد كماكان ثابت و پايدار مانده و ادامه داشته است.

بعدها، نيروهاي ديپلمات ايراني بين شهرهاي رم و ميلان تقسيم شدند. اين ديپلمات ها را 40 نفر از جمله روحاني وكاركنان و خانواده هاي آنها تشكيل مي داد.

از نگاه تاريخي، دانشجويان هميشه بدنه اصلي ايرانيان مقيم ايتاليا را تشكيل داده اند. اطلاعات مختلف نشان مي دهد كه از قرن هفدهم عده اي به صورت پراكنده، به تحصيلات در زمينه هنر در ايتاليا پرداخته اند. همچنين، اطلاعات متعدد و غيرموثق گوياي اين است كه «محمد زمان» در نيمه اول سال 1600 سفري آموزشي به رم داشته است. البته مشخص نيست كه آيا او همان محمد زمان فرنگي خان است كه «نظريه بوستان جهاني» «تومازو تومائي»(Tomaso Tomai) را به فارسي برگرداند، يا نقاش مشهور در دربار مغول در هندوستان.(4)  

ديگر نام شناخته شده، نقاش و روشنفكر«ميرزا ابوالحسن خان ثاني الملك غفاري» است كه مدت 5 سال(50-1846م) را در ايتاليا صرف تحصيل در آكادمي هنرهاي زيبا رم كرد و از آثار استادان ايتاليايي نسخه برداري نمود. در سال1860م او ويراستار اولين روزنامه ايراني «وقايع اتفاقيه» شد كه در تهران منتشر گرديد.

در كنار اين دانشجويان هنر- كه تعداد كمي از آنها تا سال 1950م در ايتاليا ماندند- از سال 1927م تعداد ديگري از دانشجويان نظامي ايراني در آكادمي شهر بندری «ليوُرنو» (Livorno) مشاهده شدند كه مشغول كسب آموزش هاي نظامي و دريايي به منظور تأسيس نيروي دريايي سلطنتي ايران بودند. به هرحال، هر دوي اين طرح ها موقتي بودند كه جز در مواردي استثنايي، اغلب دانشجويان پس از پايان دوره تحصيلي خود به ميهن بازگشتند. (5)

مهاجرت گسترده دانشجويان ايراني به ايتاليا از سال1950م به بعد شروع شد. اين جريان جديد مهاجرت از طريق اعطاي بورس هاي تحصيلي شكل گرفت كه بر اساس موافقتنامه فرهنگي امضاء شده ميان دو كشور در سال 1958م (1337 ه.ش) ايجاد گرديده بود.آمار دقيقي در اختيار نمي باشد اما بين سال هاي 1970-1950م حدود10 هزار دانشجوي ايراني طي دوره هاي مختلف زماني در ايتاليا - شهرهاي رم، فلورانس،بولونيا، میلان، تورين، ونيز، پروجا و ديگر شهرهاي اصلي اين كشور- اقامت كردند و در رشته هاي كشاورزي، هنرهاي زيبا، موسيقي، مهندسي، پزشكي و خاك شناسي مشغول به تحصيل شدند.(6)  

در ايتاليا به عنوان بخشي از اروپا، در ميان اين دانشجويان كه غالباً فرزنداني از طبقه ثروتمند در تهران بودند، گروه هاي مخالفي عليه سياست هاي رژيم طاغوت شكل گرفتند. اين گروه ها با شبكه بين المللي اتحاديه دانشجويان ايراني مرتبط شدند. فعاليت هاي اين انجمن هاي دانشجويي نظير فدراسيون اتحاديه هاي دانشجويان ايراني در ايتاليا هرگز قابل مقايسه با گروه هاي مشابه خود در فرانسه، انگلستان و آلمان نبود.

در طول همان دوره بويژه در اواخر دهه1970م، ايتاليا شاهد جهشي در افزايش واردات فرش هاي ايراني بود كه به همراه تعداد بيشتري از بازرگانان ايراني به اين كشور آمدند. تجارت فرش و شبكه وسيع فروشگاه ها و فعاليت هاي مربوط به آنها نظير شستشو، تعمير و... به عنوان فرصت هاي اصلي شغلي به نسل هاي جديد ايراني در ايتاليا در طول 25 سال به دنبال انقلاب اسلامي عرضه شد. 

با ظهور انقلاب اسلامي 79-1378 تعداد قابل توجهي از آخرين نسل از دانشجويان ورودي نظام شاهنشاهي تصميم گرفتند در ايتاليا بمانند و زندگي جديدي را در آن جا آغاز كنند. اغلب آنها تابعيت ايتاليايي را كسب كرده بودند - حدود 5 هزار ايراني كه متولد ايران بودند ولي تابعيت ايتاليايي داشتند- . در آن ايام، اين ساكنان جديد، خلأ هويتي خود را با فعاليت هاي فرهنگي زباني و جهاني شان پر مي كردند. از جمله فعاليت هاي فرهنگي مي توان به - شركت هاي كوچك چاپ و نشر نظير انتشارات بابك كه براي چندين سال فعاليت مي كرد، كتابفروشي ايراني نيما فعال در رم از سال 1994، چندين انجمن فرهنگي از جمله انجمن فرهنگي ايتاليا- ايران در فلورانس به عنوان قديمي ترين آن، مجلاتي با شمارگان اندك، كنسرت ها، اجرا و ضبط موسيقي سنتي ايراني و...- اشاره نمود.

ايراني هاي مهاجر براي تطبيق خود با محيط ايتاليا و كسب موقعيت هاي شغلي نيز تلاش كردند از طريق تحصيل در رشته هاي فني و فرهنگي چون مهندسي و پزشكي به اين مهم دست پيدا كنند. آن چه بيشتر قابل تأمل است اين كه از نيمه دوم قرن بيستم تعدادي از روشنفكران و هنرمندان مهم - نويسندگان، موسيقيدانان، نقاشان، پيكرتراشان، تصويرگران، عكاسان و هنرمندان- كه تحصيلات خود را در ايتاليا به اتمام رسانده بودند در آن جا اقامت كردند و نقش مولدي را در رشته هاي تخصصي مربوط به خود ايفا نمودند. گفتني است اين سهم ايراني ها در فرهنگ ايتاليايي هنوز به قدر لازم شناخته نشده است.

از آغاز دهه1980م، به عنوان عواقب وقوع جنگ ايران و عراق، سيل جديد مهاجرت از ايران به ايتاليا شروع شد، هرچند در مقايسه با ديگر كشورهاي غربي بويژه ايالات متحده از درجه كمتري برخوردار بود. براساس اطلاعات - اطلاعات قابل دسترسي- تهيه شده توسط وزارت كشور ايتاليا، تعداد ايرانيان مقيم اين كشور از10131 نفر در سال 1981 به 13536 نفر در سال 1986 افزايش يافت كه در شهرهاي سراسر ايتاليا پراكنده شده بودند. بخشي از تحقيقات جامعه شناختي كه در اواخر دهه 1980 و اوايل دهه 1990 درخصوص مهاجران ايراني انجام شد برخي از ويژگي هاي مهاجران را اين گونه برشمرده است: جوان(80 درصد زير30 سال)، غالباً مرد(1/71 درصد)، اكثراً مجرد(3/58 درصد)، خصوصيت مشتركي كه دارند به نظر مي آيد مهاجرت آنها موقتي باشد. شايد يكي از مهم ترين دلايل آن كه پيشتر نيز بيان شد قوانين و شرايط اشتغال در ايتاليا باشد كه اين تصور را براي خيلي از ايراني هاي مهاجر ايجاد كرده است كه ايتاليا كشور مناسب و مطلوبي براي آنها نمي باشد حتي براي افرادي كه به مدت طولاني جلاي وطن كرده اند.(7)

 

ايرانيان كنوني

بهانه مهاجرت به ايتاليا هميشه تحصيل بوده است، هرچند كه مسأله اشتغال در اين كشور مورد غفلت قرار مي گيرد. امنيت شغلي در ايتاليا وجود ندارد حتي براي كسي كه بيش از 10 سال در شغلي مشغول به كار است. این مهم با توجه به بحران اقتصادی اروپا که در کشورهای یونان، پرتغال، اسپانیا و ایتالیا تأثیر بسزایی گذاشته است، بیشتر محسوس می باشد. بر اساس گزارش ماه نوامبر 2012 مرکز آمار ایتالیا، شاخص بیکاری جوانان تحصیل کرده در این کشور به 35.1 درصد رسیده و هم اکنون 608 هزار جوان در جستجوی کار می باشند. از اين رو، هدف ثابت و نهايي دانشجویان ایرانی بازگشت به وطن و یا کشور دیگری است به محض آن كه شرايط ايجاب نمايد. نبود امنیت شغلی، رکود پی در پی اقتصادی، اطمینان نکردن به آینده و وضعیت مالی نابسامان و همچنین افزایش فزاینده بیکاری، حتی اذهان جوانان تحصیلکرده ایتالیایی را نیز به خود مشغول کرده و موجب افزایش مهاجرت این قشر از جامعه شده است. در همين جا بايد اشاره كرد كه بيشتر دانشجويان ايراني در دانشگاه های «رم»، «بولونيا» و «میلان» تحصيل مي كنند.

روابط ايتاليا با ايران هيچ گاه قطع نشده و اغلب از طريق روابط اقتصادي تقويت گرديده است، به طوري كه اخيراً اتاق مشترک ایران و ایتالیا موفق به دريافت نشان شوالیه جمهوری ایتالیا گرديد.(8) ویژگی این روابط دو جانبه، آسیب پذیری کمتر آن از نوسانات مقطعی میان ایران و اتحادیه اروپا بوده است. از شاخصه هاي مهاجران ايراني دهه 1990-1980، حس هويت ملي مشترك بين آنها مي باشد. ايرانيان مقيم ايتاليا به خود به عنوان مهاجر نگاه نمي كنند لذا تمايلي به تأسيس بنيادهايي براي ايجاد شبكه هاي اجتماعي ايراني نشان نمي دهند، براي آنها هميشه كارهاي موقتي- بويژه در بخش فرش- وجود دارد، روابط ميان مهاجران محدود بوده و صميمانه نيست، اما پيوند ريشه دار آنها با سرزمين مادري از شاخصه هاي اصلي هويت ايراني در اين كشور خصوصاً در دو دهه آخر قرن بيستم و اول قرن 21 بوده است.

علي رغم حضور تقريباً تمامي گروهك هاي مخالف ج.ا.ايران از ماركسيست گرفته تا ليبرال، سلطنت طلب و منافق(مجاهدين خلق) كه با گردهمايي هاي دوره اي و شبكه هاي راديويي غالباً فعال مي باشند، حضور ايراني ها در ايتاليا، پويايي روابط سياسي بين دو كشور را موجب شده است.(9) 

آماري كه در سال 1999 توسط مؤسسه ملي آمار ايتاليا موسوم به ایستات درخصوص تعداد مهاجران ايراني منتشر شد، بازگو مي كند كه 8371 نفر - 5041 مرد و 3330 زن-  به صورت قانوني در اين كشور اقامت داشته اند. آخرین آمارهای ارائه شده در سایت مرکز آمار مذکور طی سال های 2010 و 2011 میلادی مجموع شهروندان ایرانی الاصل در ایتالیا را 7444 نفر(مرد: 4024 نفر- زن: 3420 نفر) و مجموع متقاضیان ایرانی دریافت اجازه اقامت (Permesso di soggiorno) 8437 نفر، اعلام کرده است. البته از شمار ایرانیانی که اقامت شان در ایتالیا به صورت غیرقانونی؛  پناهندگی سیاسی یا روادید می باشد آمار دقیقی در دست نیست.

همچنين براساس آمارهای منابع رسمی هم اکنون حدود۳۰ هزار نفر از ایرانیان در ایتالیا اقامت دارند که از این تعداد بیش از‪ ۱۴هزار و۴۰۰ نفر در رم و شهرهای جنوبی و ۱۵هزار و۶۰۰ تن در میلان و شهرهای شمالی ایتالیا ساکن هستند.(10) و براساس آمارهاي غيررسمي بیش از ۵ هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاه های سراسر ایتالیا مشغول به تحصيل مي باشند.(11) همچنين در اولين همايش ايرانيان مقيم ايتاليا  كه 11 خرداد 1387در محل هتل ميكل آنژ ميلان برگزار شد، تعداد ايرانيان داراي پرونده در سركنسولگري ميلان 15 هزار نفر در 9 استان شمال ايتاليا اعلام شد.(12)

 اين چارچوب با هم اين تصور را تأييد مي كند كه علي رغم تعداد قابل توجه و اهميت حضور ايراني ها در ايتاليا و با توجه به اين مهم كه ايرانيان مهاجر، شخصيت فرهنگي مستقلي دارند، بي هويت نبوده و فرهنگ التقاطي ندارند و فرهنگ آنها با ديگران متفاوت است، هنوز نتوانسته اند به اتحاد فرهنگي و شغلي دست بيابند و موفق به تأسيس يك جامعه واقعي بشوند. به نظر مي رسد توجه بيشتر به وضعيت فرهنگي ايرانيان مهاجر در ايتاليا مي‏تواند تأثير بسزايي بر كيفيت سرمايه گذاري فرهنگي وتکوین و تنفیذ هویت ایرانی براي آنها داشته باشد. راهكارهايي كه در اين خصوص مي توان به آنها اشاره كرد: بازنگری و احیای آموزش زبان فارسی از طريق برگزاري دوره هاي آموزش زبان فارسي باشد؛ زبان تنها یکی از مظاهر فرهنگی و وسیله بیان و تعبیر بخشی از فرهنگ است، لذا آن را باید برای شناساندن سایر بخش‌ها و جلوه‌ها به کار گرفت و ايرانيان مهاجر بويژه نسل هاي دوم و سوم را به آداب و رسوم زیبا و جشن‌ها و داستان‌ها و افسانه‌ها و هنر و ادبیات و مظاهر دیگر فرهنگ ایرانی آشنا و علاقمند کرد. آموزش اصولی زبان این گنجینه گرانبها یعنی ادبیات فارسی است که سرچشمه فرهنگ و تمدن و اندیشه‌ها و افکار و باورها و اعتقادات ایرانیان بوده و قدمت آن غور و غنای هویت ایرانی را بیان می کند. از همین رو درک و فهم آثار وزین فارسی که مشحون از دانش‌های گوناگون است، زمانی به طور کامل میسرخواهد بود که زبان این آثار به عنوان راه ورود به جهان بیکران فرهنگ و تمدن و هویت ایرانی، با تمامی رمز و‌ ‌راز و ‌لطایف وظرایفش، آموخته شود. از ديگر راهكارها مي توان به برگزاری جشن‌ها واعیاد و مراسم ملی و مذهبی نظير نوروز، نيمه شعبان و...، تأسیس کانون‌های دینی، قرآن و عترت، ایران‌شناسی و گردشگری، برپایی اردو‌های ایرانگردی و ایران‌شناسی، برگزاری شب‌های شعر و برنامه‌های مثنوی‌خوانی، شاهنامه خوانی، حافظ‌خوانی و ...، برگزاری نمایشگاه‌های تولیدات هنری، ادبی، صنایع دستی و ...، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی، دینی، هنری و ادبی(فیلم، عکس، شعر و ادب، صنایع دستی، کاریکاتور، هنرهای تجسمی، آداب و رسوم ایرانی، غذاهای ایرانی و ...)، انتشار جزوات و بروشور‌های ویژه و بسته‌های فرهنگی در جهت معرفی آثار و ابنیه تاریخی ایران، مشاهیر و مفاخر علم و ادب ایران، اماکن تفریحی و گردشگری ایران، تاریخ ایران، زبان و ادبیات فارسی و ... اشاره كرد. همچنین دخالت ایرانیان مقیم به منظور ایجاد قرابت و نزدیکی و اعتماد سازی در اجرای برنامه های فرهنگی مشترک می تواند در نیل به هدف نقش بسزایی داشته باشد. البته دستيابي به اين مهم، تعامل و همكاري كليه سازمان هاي فرهنگي و سیاسی از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت امور خارجه، سازمان صدا و سيما، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، شوراي عالي ايرانيان، مركز مشاركت امور زنان، سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي و... را مي طلبد. 

يادداشت ها:

                                                   

  • 1- http://anthropology.ir
  • 2- http://www.istat.it
  • 3- E. Nedergaard, "The Four Sons of Phraates IV in Rome," Acta Hyperboraea 1, 1987, pp. 102-15/ Angelo Michele Piemontese, "Lantica Persia veduta in Roma," in Laura Biancini et al., Roma memoria e oblio, Rome, 2001, pp. 71-81.
  • 4- Niccolao Manucci 1901,11,pp16-18/ Tucci 1949, PP79-80/ Manucci Storia do Mogor, tr. William Irvine as Storia do Mogor or Mogul India 1653-1708, 4 vols., London, 1907-1908; repr. Calcutta, 1965.
  • 5- Changiz Davarpanah, "Il primo giornale a stampa iraniano e lItalia (1853-56)," Rivista degli Studi Orientali 70, 1996, pp. 199-225/ "Mirzā Abul-Ḥasan Ḵān Ṣani-al-Molk Ḡaffāri, mosses-e naḵostin honarestān-e naqqāši dar Irān," Honar o mardom, no. 10, 1963, pp. 14-27.
  • 6- http://www.icro.ir/
  • 7- www.iranica.com
  • 8- http://www.iccim.ir
  • 9- Rrport of MARIO CASARI about Iranians, Originally Published: December 15, 2007
  • 10- http://www.khabarfarsi.com/www.istat.it(Gennaio 2011)
  • 11- http://ciaoiran.blogfa.com/
  • 12- http://www.iranianshouse.ir 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
همایش بین المللی تمدن ایران: گذشته، حال و آینده به روایت تصویر

کتابخانه الکترونیک (اسلامیکا)

سفارت جمهوری اسلامی ایران - رم

دستاوردهاي انقلاب

صفحه رایزنی فرهنگی در یوتیوب

آدرس فیس بوک رایزنی فرهنگی

حج ابراهیمی

گزارش های تصویری حمید معصومی نژاد در فیسبوک

ايرانيان خارج از کشور

واحد مرکزی خبر

خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران

پرتال ایران

زبان فارسي

فارسي بياموزيم

مؤسسه اسلامي امام مهدي (عج)
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 6861
بازدید امروز : 219
بازدید این صفحه : 1165639
بازدیدکنندگان آنلاين : 7
زمان بازدید : 2.5782

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت